شناسه خبر: 2273 - 20 شهریور ,1397 - 10:00

ریشه و زمینه غم و ناراحتی‌های زندگی کجاست؟

ریشه و زمینه غم و ناراحتی‌های زندگی کجاست؟
چندی پیش در تلگرام فیلمی را دیدم که در دانمارک در شیشه ای که به طور اتوماتیکی باز و بسته می شود، هر مشتری می ‌خواست وارد این فروشگاه شود، در باز نمی ‌شد. بالایش دوربین داشت، هشدار می ‌داد که این در با لبخند باز می‌ شود. همه مشتری‌ها با لبخند وارد این فروشگاه می ‌شوند، بعد نشان می داد با این عمل چه انرژی به اهل فروشگاه و کارکنانش می ‌رسید. این جاست که باید افسوس خورد که چرا اخلاقیاتی که همه ریشه در دین اسلام دارد را اهالی کفر و غیر مسلمانان زیباتر انجامش می دهند...

به گزارش خبرنگار «سلیم»؛  در فرمایشی که حضرت به امام علی علیه السلام داشتند فرمودند: «یا علی! من استولی‏ علیه الضجر رحلت عنه الراحة» علی جان مواظب باش بی ‌قراری و نا آرامی و حزن و اندوه در تو راه پیدا نکند که اگر راه پیدا کند خوشی و راحتی را از شما می ‌گیرد.

نکته ی مهم این است که باید عواملی که منجر به ناراحتی و رنج و غم می شود را شناخت و از آن ها دوری کرد.
 اهل بهشت اهل شادی هستند،  انبیاء و اولیاء همیشه درونشان شاد بوده و خوش بودند: «أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ‏» (یونس/۶۲) کسی که ولی خدا بشود، شاد است.
کسی که ادعا دارد مؤمن است، نماز اول وقت خوان است، اهل هیئت و مسجد است نباید عبوس و گرفته و بداخلاق باشد که اگر باشد در حقیقت مؤمن واقعی و ولی خدا نیست.
به تعبیر امام علی علیه السلام؛ زهد بین دو کلمه از قرآن است، که خدای سبحان فرمود:" تا بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید." «نهج البلاغه، حکمت۴۳۹»
در روایتی ازامام صادق علیه السلام است که فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی اطَّلَعَ إِلَی الارْضِ فَاخْتَارَنَا وَ اخْتَارَ لَنَا شِیعَةً یَنْصُرُونَنَا وَ یَفْرَحُونَ‏ لِفَرَحِنَا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا» خدای متعال بر عالم اشراف پیدا کرد، ما اهل ‌بیت و پیغمبر و چهارده معصوم را انتخاب کرد، بعد از ما دوستان و شیعیان ما را اختیار کرد. علامت دوستان و شیعیان ما این است که در شادی ما شاد و در حزن و اندوه ما اندوهناک هستند. (خصال صدوق، ج۲، ص۶۳۴)

با عوامل غم زا چگونه مبارزه کنیم؟
یکی از چیزهایی که غم زا است و در قرآن هم اشاره شده و مهم است، وابستگی شدید به دنیا است.  دنیا فانی و متغیر و از بین رفتنی است. شما به هرچیزی که فانی است دلبسته شوی، چون از بین رفتنی است شما را هم بی ‌قرار می ‌کند.
به تعبیر مرحوم دولابی؛ یک دندانی هست که در دهان نیست ولی کشیدن آن واجب است. آن دندان طمع دنیاست! انسان وقتی می‌خواهد به یک چیزی برسد، قرار ندارد. دنیا در روایات به سایه تشبیه شده است؛ سایه همراه تو است ولی به آن نمی ‌رسی. این چیزی است که سراب است، به سراب دل ببندی، از بین می ‌برد.

دنیا داشتن عیب نیست
یکی از از حدیث‌های کلیدی و کاربردی از پیغمبر اکرم صلی الله و علیه وآله است که  فرمودند: «الرغبة فی الدنیا تکثر الهم و الحزن و الزهد فی الدنیا یریح القلب و البدن‏» (خصال صدوق، ج۱، ص۷۳)
یادمان باشد که داشتن دنیا عیب نیست. انسان بدون داشتن دنیا و بعضی مظاهر آن نمی تواند زندگی کند اما نکته این است که طوری زندگی کنیم که همیشه سوار بر دنیا باشیم  دنیا بر ما سوار نباشد.

شد، شد. نشد، نشد!
این جمله که شد، شد.نشد، نشد! حرف و کلام قرآن کریم است، آن جا که می فرماید: «لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ‏ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُم‏» (حدید/۲۳)
در این باره حافظ می‌ گوید:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                       ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزادم
به تعبیر مرحوم دولابی؛ یک دندانی هست که در دهان نیست ولی کشیدن آن واجب است. آن دندان طمع دنیاست! انسان وقتی می‌خواهد به یک چیزی برسد، قرار ندارد. دنیا در روایات به سایه تشبیه شده است؛ سایه همراه تو است ولی به آن نمی ‌رسی. این چیزی است که سراب است، به سراب دل ببندی، از بین می ‌برد
اگر می ‌خواهیم از غم و غصه آزاد باشیم، به فرمایش رسول خدا از وابسته بودن به دنیا؛ مال دنیا، فرزندش، ماشینش، خونه اش، جواهراتش، کارو پست و مقام و همه و همه اش باید بیرون بیاییم.
با بی خیالی خیلی راحت تر می توان زندگی کرد... توی پرانتز عرض کنم که منظور از بی خیالی ، تلاش نکردن و خوردن و خوابیدن نیست، بی خیالی یعنی زهد داشتن، یعنی عدم وابستگی؛ به تعبیر امام علی علیه السلام؛ زهد بین دو کلمه از قرآن است، که خدای سبحان فرمود:" تا بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید." «نهج البلاغه، حکمت۴۳۹»

... با در نظر گرفتن و به کارگیری این نکته است که می توان از همه غم ها و رنج ها خارج شد ...
شروع زهد و بی خیالی هم  این است که تمرین کنیم، خودمان را به زهد بزنیم؛ این حرف ها که فلانی مرا تحویل نگرفت، مادرشوهر تبعیض قائل شد، عروس اینطور کرد و ... را رها کنیم، یک مقدار بی ‌خیال بشویم. زهد در دنیا، یعنی همین ...  بی‌میلی به دنیا و عوامل فانی دنیا و آن وقت است که  «یریح القلب و البدن‏» هم قلبمان آرام می شود و هم بدنمان ... آن موقع است که کلید رفتن به خوبی ها و خوشی را پیدا کرده ایم چنانچه در روایتی می فرمایند: «جُعِلَ الْخَیْرُ کُلُّهُ‏ فِی‏ بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الزُّهْدَ فِی الدُّنْیَا » تمام خوبی‌ها در یک خانه است و کلید رفتن در خوبی‌ها و آرامش و خوشی‌ ها بی ‌رغبتی به دنیا است.» (کافی، ج ۲، ص ۱۲۸)
مثنوی می‌ گوید:
چیست دنیا، از خدا غافل بودن                      نی قماش و نقره و فرزند و زن
مال را چون بهر دین کردی حمول                    نعم مال الصالحون گفت آن رسول

گناه و معصیت؛ تولید کننده غم هستند
عامل دومی که باز غم زا هست، گناه و معصیت است. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: قلب انسان صاف است و مثل یک صفحه‌ ی سفید است. هرگناهی که آدم می ‌کند یک نقطه ‌ی سیاه و یک غم و اندوه به آن زده می ‌شود.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج ‌البلاغه می‌ فرماید: «رُبَّ شَهْوَةِ سَاعَةٍ أَوْرَثَتْ‏ حُزْناً طَوِیلا» یعنی چه بسا خوش گذرانی یک ساعت و یک شب، غم طولانی را در پی دارد. افرادی بودند با نامحرم ارتباط برقرار کردند، یا یک شب با یک نامحرم بودند ولی هفتاد سال عذاب وجدان گرفته اند و سوخته اند.

گناه را در نطفه خفه کنیم
ماشینی که در سرازیری سرعت است، دیگر سر پیچ و دره نمی‌شود کنترل کرد. امیرالمؤمنین فرمود: کسی که فکر گناه کند، ریشه گناه را باید در نطفه خفه کند. لذا فکر گناه را از خودمان دور کنیم. مجالس گناه، مقدمات گناه، لذا فرمود: یکی از چیزهایی که غم را زیاد می‌کند، گناه و کثرت گناه است.

ترک هر واجبی برای انسان غم می‌آورد
حضرت امیر در نهج‌البلاغه فرمودند: «مَنْ قَصَّرَ فِی الْعَمَلِ ابْتُلِیَ‏ بِالْهَمِ‏» (نهج ‏البلاغه، حکمت ۱۲۷) یعنی کسی که در عمل به وظیفه ‌اش کوتاهی می ‌کند. حق پدر را ادا نمی‌کند؛ ماه به ماه و سال به سال به پدر و مادرش سر نمی ‌زند، به واجبات و نماز و روزه و خمس و .. بی توجه است و در عمل به وظیفه ‌اش کوتاهی می‌ کند مبتلا به غم و غصه می‌ شود.
ارتباط نداشتن با خدا برایمان سختی و غم می آورد
وَ مَنْ أعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکًا: کسی که از یاد من روی برگرداند، همانا در زندگی سخت و اضطراب بسر می برد. (طه، ۱۲۴)
پس فراموش نکنیم که؛
آسمانی شدن از خاک بریدن می‌خواست                بی‌سبب نیست که فواره فرو ریختنی است

 

منبع: تبیان
Print

نظرات (0)

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر

نام شما
ایمیل شما
عنوان
پیام خود را وارد کنید ...
x
برگزیده ها
آخرین عکس نوشته ها
آخرین پادکست