شناسه خبر: 1970 - 24 تیر ,1397 - 8:00

یادداشت/ مقایسه باطن زندگی خود با ظاهر زندگی دیگران مهمترین مشکلات زندگی امروزی؛

سیاست‌های زنانه و قهرمانی در پیچ و تاب‌های زندگی

سیاست‌های زنانه و قهرمانی در پیچ و تاب‌های زندگی
عاطفه اژه‌ای، کارشناس روانشناسی؛ در یادداشتی به مسائل مرتبط با سیاست های زنانه و چرایی مشکلات در زندگی زناشویی و و نحوه برخورد با خانواده همسر پرداخته است.

به گزارش خبرنگار «سلیم»؛  عاطفه اژه‌ای، کارشناس روانشناسی؛ در یادداشتی به مسائل مرتبط با سیاست های زنانه و چرایی مشکلات در زندگی زناشویی و نحوه برخورد با خانواده همسر پرداخته است:  به مشکلات زنان در زندگی میتوان از جنبه های مختلف نگاه کرد. باید بدانیم که غالبا چرا زنان با شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ...  امروز دچار مشکل با همسر و بعدا شاید با خانواده ی همسر می شوند.  یکسری تغییرات با گذر زمان در  روحیه ی خانم ها ایجاد شده و تا حدودی زوج های امروز ما فرزندان دیروز هستند که کمی ناز پرورده تر از قبل هستند. اگر تخصصی تر بخواهیم بگوییم همسران امروزی از نسل والدینی هستند که شیوه ی فرزندپروری شان غالبا سهل گیرانه بوده و نتیجه اش شده فرزندی که شاید خوب درس بخواند، خوب به مطالعه و علایق و سرگرمی های فردی اش برسد اما یاد نگرفته است چگونه خوب تلاش کند ، و برایش سخت است که همه ی سود این تلاش ها و سختی ها به خودش نرسد! 

در صورتی که زن باید بداند که هر چه به دست آورده است تنها متعلق به خودش نیست بلکه باید تمام اندوخته هایش را صرف زندگی اش کند.  این دقیقا همان چیزی است که به عقیده ی من یک زندگی مشترک به شدت احتیاج دارد. مثلا منِ مادر  اگر یک روز را بی خوابی بکشم، یا تفریحی نکرده باشم و نتوانسته باشم آن کارها را که دوست داشته ام را انجام بدهم خیلی کلافه خواهم شد. ولی در عوض مادرِ در دسترس و تامین کننده ای برای فرزندم بوده ام و همسری آرامش بخش برای شوهرم. و یا برعکس اگر پدری که از سر کار می رسد انتظار داشته باشد که به دلیل خستگی اش در اثر کار روزانه، در خانه سکوت محض باشد، با همسر و فرزندش حرف نزند و حق مسلم خود بداند که بخوابد و تلویزیون ببیند و در سایت ها و کانال ها بگردد و وقت بگذراند اصلا صحیح نیست. چراکه تمام این خستگی های زن و مرد برای داشتن زندگی خوب و شاد بوده است و نباید هیچ خستگی آن را از بین ببرد.

نمی شود به مسایل نگاه صفر یا صدی داشت.. در ایجاد یک مشکل در یک خانواده گاهی هزاران علت دست به دست هم داده اند. از خلقیات خود زن و شوهر و ایرادات رفتاری و ارتباطی شان گرفته تا فشار های اجتماعی و اقتصادی بر آن خانواده ، و حتی خود همین خانواده ی همسر که اشاره شد، این هم خودش گاهی یک علت است در ایجاد مشکل در زندگی مشترک یک زوج. 

من به عنوان یک زن علت عمده ی مشکلاتی که پیش روی یک زندگی پر نشاط و موفق میبینم خصوصا در جامعه ی امروزی با مختصات خاص خودش، مقایسه است. در بهترین حالت ما زوج های زیادی را داریم که مرد و زن به هم بسیار علاقه مند هستند و برای جلب رضایت یکدیگر و داشتن یک خانواده ی خوب واقعا تلاش می کنند اما زمانی که هرکدام باطن زندگی اش را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه می کند به یک حالت افسردگی میرسد. توقعاتش بالا می رود و تلاش های صادقانه ی شریک زندگی اش را نمی تواند ببیند.

 من به عنوان یک زن و محور این خانواده بدون در نظر گرفتن کرده ها و نکرده های همسرم در زندگی چه کرده ام یا چه نکرده ام که با مشکل مواجه شدم؟

شاید بتوان گفت یک زن محکم و قوی و همراه نباید همسرش را در شرایط سخت تنها بگذارد، شرایط کاری و مالی مرد گاهی بسیار دشوار می شود و یا با انتظارات و احتیاج های خانواده همخوانی ندارد در این شرایط زن است که می تواند با حفظ مردانگی مرد و شرایط خانه، این شرایط سخت را از سر بگذراند. در عوض این مرد است که با وجود شرایط کاری سخت و ساعات کاری طولانی می تواند با وقت گذاشتن با همسر و فرزندان، به آن ها نشان دهد که برایشان ارزش قائل است و باعث ایجاد نشاط و صمیمیت در خانواده شود. زنان معمولا بخاطر اینکه با همسرشان نمی توانند "زمان کیفی" کافی داشته باشند و نمی توانند در این زمان گفت و گوی سازنده ای با همسر خود ایجاد کنند،گفت و گویی عاری از برچسب زدن، ذهن خوانی، مقصر دانستن ، مقایسه کردن و ... ،  دچار  احساس سرخوردگی شده و روزمرگی آنها را به زندگی دلسرد می کند. این امر باعث می شود میزان ابراز نارضایتی(به منظور جلب نظر همسر و گرفتن نوازش های کلامی و ...)  در زنان بالاتر رفته و خانواده را در یک چرخه ی معیوب وارد کند. 

وقتی رابطه در چنین چرخه ی معیوبی افتاد عوامل ایجاد فاصله بین زوجین روز بروز بیشتر میشوند. بگو مگوها زیادتر می شود، زوجین از یکدیگر فاصله میگیرند حتی دیگر تماس چشمی هم برقرار نمی کنند، برنامه های تک نفره می ریزند، پیوسته حواسشان به گوشی است و زمانی که اوضاع کاملا به هم ریخت ، اولین چیزی که از دست می رود رابطه ی جنسی است.

می خواهیم یک بار دیگر مواردی که به رابطه آسیب می زند را با هم مرور کنیم. گاهی وقت ها اوضاع بر وفق مراد ما نیست و شرایط برایمان کمی سخت می شود، مشکل جایی اوج می گیرد که در این شرایط، همدلی کردن با همسر برایمان دشوار می شود، یادمان می رود به عنوان شریک و نزدیک ترین فرد به او، شاید تنها کسی هستیم که با توجه به شناختی که در گذر زمان از او بدست آورده ایم می توانیم همسرمان را درک کنیم، از بیان شفاف و صمیمانه ی احساساتمان طفره می رویم و اصلا به ذهنمان هم نمی رسد که اتفاقا همین جاست که باید بلند و محکم تکرار کنیم که تو برایم بسیار مهم و ارزشمند هستی. ما در این شرایط دشوار زندگی به جای تمرکز بر نقاط مثبت و امیدوار کننده، دست می گذاریم روی کم و کسری های زندگی و این اوضاع را خیلی بدتر می کند. حال آنکه  زوج‌های موفق دقیقا می‌دانند که به‌خصوص در اوضاع بحرانی یا استرس‌زا، راجع به چه نقطه‌ضعف‌ها و مسائلی هرگز نباید صحبت کنند. سرزنش کردن، تکرار غرهای همیشگی و نهایتا از کوره در رفتن و بی احترامی کردن به یکدیگر کار را به جاهای باریکی می رساند که شاید دیگر به سختی قابل برگشت باشد.

و اما خانواده ی همسر!  در رابطه با خانواده ی همسر یک شاه کلید بزرگ وجود دارد و آن هم این است که تا آن جایی که امکان دارد نباید از خانواده ی همسر در برابر او انتقاد و شکایت کرد. این اصل اول است. خب بعدش چه؟ یک وقت ما دلخوری داریم از مسئله ای ناراحت هستیم و این واقعا دارد اذیتمان می کند. با این حال باز هم باید این مطلب را در نظر داشته باشی که با انتقاد و سرزنش خانواده ی همسر نمیتوانی همدلی و توجه مثبتی از او دریافت کنی و با این کار تنها صمیمیت و علاقه ی بین خودتان را کمتر می کنی. در این شرایط هم لازم است ابتدا به همسر خود این اطمینان را بدهیم که خانواده اش برایمان عزیز محترم و دوست داشتنی هستند و تنها از این رفتار به خصوص احساس ناراحتی کرده ایم. به عبارتی مشکل با خانواده ی همسر زمانی برای رابطه ی زن و شوهر دردسر ساز می شود که یکی از طرفین بخواهد با بی احترامی و ایراد گرفتن به خانواده ی طرف مقابل( حتی در شرایطی که واقعا حق با اوست) احقاق حق کند.

نباید از این مسئله هم غافل شد که بی توجهی مرد به زن نیز خود مشکل ساز بوده و به تنهایی می تواند اساس اختلافات اصلی را در زندگی ایجاد کند. حال اگر مردی نسبت به همسر خود بی توجه باشد، زن چگونه می تواند توجه او را به خود جلب کند و از او یک مرد حرف گوش کن و با عاطفه بسازد؟

یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین نیاز عاطفی در مردان  حفظ ارزش و احترام است. آنها معمولا خوشحال می شوند اگر بدانند که توانستند زندگی خوبی برای همسرشان بسازند.  برای این کار خوب است که یک بار هم که شده خانم به جای غر زدن و ابراز ضعف و خستگی و ناراحتی به همسرش  این اطمینان را بده که از زندگی کردن کنار اون شاد است، احساس سلامتی می کند و سرزنده است. وقتی از همسرت به خاطر بی توجهی هاش ناراحت هستی  این کار خیلی سخت به نظر می رسد ولی خیلی از اوقات این بی توجهی ناشی از عوامل پیرامونی مختلف بوده و دلیل بر از دست رفتن کامل علاقه ی مرد به همسرش نیست. گاهی کافی است با  قدردانی از زحمات گذشته ی مرد این احساس احترام و ارزش را به او برگردانی. شاید خیلی وقت بوده که خانم فراموش کرده به خاطر اینکه همسرش زمان زیادی را برای خانواده سر کار میگذراند از او  تشکر کند. شاید وقتی خانم از خانواده همسرش انتقاد می کند دچار چالش با همسرش شده و از ارزش و احترام خودش کم شود. برای مدتی بهتر است خانم کمی خود دارتر باشد و به جای ابراز ناراحتی و گریه و بغض و سرزنش های مکرر محیطی آرام برای همسرش مهیا کند، و تلاش کند شنونده ی خوبی برای همسرش باشد و او را درک کند. با گذشت زمان کوتاهی مرد ترغیب میشود زمان بیش تری با خانمش بگذراند و توجه بیشتری به او بکند. تکنیک های مختلفی وجود دارند که ریشه ی اغلبشان همین برگرداندن احساس قدرت و کفایت مردانه به مرد است.اینکه مرد بداند رهبر و مدیر این خانواده است، برایش  ارزش دارد. اینکه  مرد بداند حرف او در این خانه جایگاه محکمی دارد و به آن بی توجهی نمی شود،و .... . این مسائل نه تنها برای مرد ارزشمند و روحیه بخش است بلکه برای داشتن خانواده ای موفق ضروری است. و باید توجه داشت که برای دستیابی به هر کدام از این موارد، یک دسته رفتارهایی لازم است. مثلا یک بدرقه ی گرم و استقبال پر شور از مرد می تواند احساس با ارزش بودن او در خانواده را به او منتقل کند. استفاده از کلمات عاشقانه و با احساس و مخاطب قرار دادن مرد.

حال اگر  زمینه ساز مشکلات زوجین خانواده همسر بودند به گونه ای که خانواده همسر دچار وابستگی به فرزند خود باشند و دخالتهای مداوم در زندگی داشته باشند، زن باید چگونه رفتار کند؟

 در این مورد به نظر می رسد که مرد نقش موثرتری بتواند ایفا کند. اکر مرد کفایت لازم را داشته باشد و بتواند دخالت ها  و حرف های پدر و مادرش را به همسرش انتقال ندهد و خودش رابطه ی بین همسر و والدینش را مدیریت کند، شاید دخالت های والدین اثر زیادی در زندگی آنها نگذارد. ولی اگر مرد خودش هم وابسته باشد به نظر می رسد که زن به تنهایی راه دشواری برای کنترل اثرهای مخرب این دخالت ها بر روی زندگی اش پیش رو خواهد داشت. 

گام هایی که این خانم می تواند بردارد عبارت است از : کمی درباره ی علت این وابستگی و دخالت فکر کند. اگر علت دخالت ها ضعف های همسرش است، بهتر است قبل از هر کاری با تحسین تصمیم های درست او اعتماد بنفس شوهرش را بالا ببرد. نباید با انتقاد و بی احترامی به خانواده ی همسرش مرد را از خودش دور و به خانواده ی اش وابسته تر کند. همچنین نباید حساسیت بیش از اندازه به خرج دهد تا اوضاع بدتر نشود.

کلام آخر اینکه زوجین هر دو به همراهی هم در سختی ها و آسانی ها زندگیشان را سرپا و سالم نگه دارند. مهمترین مسئله در این امر بالا بردن سطح تاب آوری و درک متقابل در شرایط متفاوت است. 

Print

نظرات (0)

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر

نام شما
ایمیل شما
عنوان
پیام خود را وارد کنید ...
x
برگزیده ها
آخرین عکس نوشته ها
آخرین پادکست