شناسه خبر: 2254 - 17 شهریور ,1397 - 8:00

یادداشت//

کاهش پیوستگی میان افراد خانواده و اجتماع در نتیجه شرایط کنونی جامعه

کاهش پیوستگی میان افراد خانواده و اجتماع در نتیجه شرایط کنونی جامعه
مهدی مختار پور، دکترای جامعه شناسی در یادداشتی به مهمترین معضلات جامعه فعلی کشور پرداخته است که در زیر می خوانیم.

 

به گزارش خبرنگار «سلیم»؛ مهدی مختار پور، دکترای جامعه شناسی در یادداشتی به مهمترین معضلات جامعه فعلی کشور پرداخته است که در زیر می خوانیم.

مهم‌ترین مساله‌ای که امروز کشور ما با آن دست به گریبان است، پدیده بحران زای بیکاری است. این پدیده به همراه خود پیامدهای ناخوشایندی را برای خانواده به همراه دارد؛ مسائلی از قبیل فقر اقتصادی، بزه‌کاری، مشکلات روحی و روانی، افت ارتباطات خانوادگی، مشاجره و ... . این مشکلات باعث می‌شود درون خانواده با ناهماهنگی و عدم ثبات مواجه باشیم و ببینیم پیوستگی میان افراد خانواده به پایین ترین سطح خود برسد. آسیب‌های اجتماعی هریک به نوبه و اندازه خود برای جامعه زیان‌بار بوده و همواره افراد اجتماع از ناهنجاری‌های اجتماعی دچار زیان‌های معنوی و مادی می‌شوند. در کشور ما براساس مناطق جغرافیایی و فرهنگی مختلف و اطلس اجتماعی، بسیاری از آسیب‌های اجتماعی مشترک و بعضی از آنها اختصاصی یا بیشتر در یک منطقه از کشور هستند. از طرف دیگر در جامعه با فروریختگی ارزش‌های جامعه روبه‌رو هستیم، مشکلی که می‌تواند به راحتی بنیان‌های اصیل یک جامعه را به انحراف بکشاند و آن را از بین ببرد. خانواده‌ای که به سبب بیکار بودن مرد یا زن و یا هر دوی آنها از درون پاشیده می‌شود، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و همین باعث می‌شود که خودش را رها کند، خودش را از بند اتفاقاتی که باعث پایبندی می‌شود خلاص کند و لذا در مناطقی شاهد بالا رفتن آمار خودکشی هستیم. بیکاری باعث می‌شود که فرد زندگی را به هیچ بشمارد چراکه هیچ ‌انگیزه‌ای برای گذران زندگی و شب را به روز رساندن ندارد. از این نقطه عزیمت است که عموما به دلیل وجود نامیدی و افسردگی حاصل از عدم تغییر شرایط، آسیی مانند اعتیاد در فضای خانواده پدید می آید. مخصوصا در حال حاضر که الگوی مصرف از مواد مخدر سنتی به مواد مخدر صنعتی و روانگردان‌ها تغییر یافته است و جامعه را با خطرات و چالش های جدی مواجه ساخته است. اعتیاد هم خود زیان‌آور است و هم عوارض و آثار آن آسیب‌ساز هستند. بسیاری از طلاق‌ها و سرقت‌ها ناشی از وجود اعتیاد در زندگی است، حدود 25 درصد از قاتلان در لحظه ارتکاب جرم مواد مخدر مصرف کرده و در حالت توهم بوده‌اند. افرادی که همه تلاش خود را می‌کنند که زندگی بهتری داشته باشند، وقتی با معضل بیکاری مواجه می‌شوند دیگر زندگی و آینده برایشان بی‌اهمیت می‌شود و در واقع خود را به دست سرنوشتی می‌سپارند که هیچ‌چیز آن معلوم نیست. متاسفانه در حال حاضر جامعه ما مشکلات فراوانی دارد که بیکاری به بسیاری از این مشکلات دامن می‌زند. فرض را بر این بگذارید که مردی که سرپرست یک خانواده چهارنفره است، بیکار باشد، ‌او باید برای تهیه مایحتاج روزانه زندگی، خود را به آب و آتش بزند، ‌این به آب و آتش زدن ممکن است مشکلات بی‌شمار و زیادی را برای او ایجاد کند، مشکلاتی که فرد نمی‌تواند با آن کنار بیاید اما چاره‌ای نیست. همین واژه چار‌ه‌ای نیست می‌تواند آبی روی آتش وجدان فرد باشد و او دست به دزدی، قاچاق و قتل بزند. دومین آسیبی که در جامعه مشاهده می شود که در جایگاه تهدید جدی برای خانواده‌هاست، طلاق و عوارض آن است. بیوه‌های جوانی که حداقل سن آنها 17 سال است، اخیرا در جامعه ملاحظه می‌شوند. طلاق هم خود آسیب است و هم بستر آسیب‌سازی جامعه. زنان بی‌سرپرست و سرپرست خانوار، کودکان بزهکار، دختران فراری، ازدواج‌های دوم نامناسب همه و همه ناهنجاری‌های مربوط به طلاق هستند. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که به دلیل آنکه با تحریم و بحران اقتصادی روبه‌رو است، با مشکلات بسیاری مواجه است. 

در کنار تمامی این موارد و آسیب های مختلف اجتماعی، جامعه ما به مسئله دیگری نیز دست به گریبان است. عدم توجه مسئولین به اعتراضات و دغدغه‌های مردم. این مسئله دلایل گوناگونی دارد و مهم ترین آن نگاه استبدادی است که در ساختار اداری کشور حاکم شده و از هر مسئول به مسئول بعدی منتقل می‌شود که البته این مسئله ریشه در فرهنگ استبدادی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دارد. مسئولین کشور با وعده های رنگارنگ و گاها امکان ناپذیر سمت ها را به دست می آورند و هنگامی که به پست و اهداف خود می‌رسند، خود را مدیون مافوقشان می‌دانند و سعی در برآورده کردن خواسته‌ها و رضایت رئیس‌شان دارند و اینجاست که دیگر هیچ احساس دینی در برابر مردم نکرده و علاوه بر آن خود را مافوق و مردم را رعیت می‌پندارند. در ایران امروز هیچ مافوقی به زیر دست رعیت خود پاسخ گو نیست و نخواهد بود، به عبارتی ساده تر یک مسئول که نگاه استبدادی دارد دلیلی نمی بیند که به مردم پاسخ گو باشد چرا که پست و مقام خود را از مافوق خود می‌خواهد و نه از مردم. علاوه بر آن افکار عمومی و رسانه‌ها فشار کافی را به مسئولین برای پاسخگویی وارد نمی کنند متاسفانه مجموعه رسانه های امروزی اکثرا درگیر مسائل سیاسی و جناحی هستند و دیگر دغدغه ای برای اینکه وکیل مدافع مردم در برابر مسئولین باشند، ندارند. نمایندگان مردم در مجلس بایستی وکیل مردم باشند ولی متاسفانه به دلیل زد و بند، ارتباطات جناحی و ارتباط با دولت بیشتر وکیل دولت هستند. اکثر نماینده‌ها به جای اینکه سخنگوی مردم باشند و مسئولین اجرایی را وادار به انجام وظایفشان کنند به سراغ مطالبات پوچی می‌روند که مبنای مردمی ندارد. شاید عدم پاسخگویی مسئولین در کشور بزرگترین بلایی باشد که گریبان گیر مردم شده است. در این حالت است که ضلع سوم تهدید در جامعه کارکرد می یاید و آن جنگ روانی دشمن است. در نتیجه مردم درگیر یک بی اعتمادی نسبت به کشور و مسئولین و حتی آرمان های اساسی انقلاب اسلامی می شوند که در دراز مدت آثار سوء و جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت. تدبیر نمادین رهبری در سال های اخیر مبنی بر نامگذاری هر سالی به نامی، چون سال امیرمؤمنان علیه السلام، سال امام خمینی (ره)، سال نهضت خدمت رسانی و خصوصا در یک دهه اخیر که عناوین سال ها اقتصادی بوده اند، در راستای فرهنگ سازی در سیستم مدیریتی نظام اسلامی و نهادینه کردن برخی اصول و ارزش های اسلامی و انقلابی است. در همین راستا سال 1383 نیز از سوی ایشان به سال «پاسخگویی مسئولان به مردم» نامگذاری شده بود. پاسخگویی دستگاه های مختلف به تحقق مطالبات رهبری و مردم و پاسخ مسئولان نسبت به کارنامه مسئولیتی خود در حیطه ارائه الگوی یک نظام سالم، به منظور اصلاح انقلابی و با رویکرد به نقد منصفانه و مندرج کردن خود در قاعده کلی «نقد، اصلاح و پاسخگویی» از سویی و طرح حیات طیّبه به عنوان استراتژی نظام اسلامی، الهام گرفته از نظام علوی، ابزار و کلید ایمان و عمل صالح و تلاش مسئولان نظام برای رسیدن به آرمانه ای نظام و تببین جلوه های رفتار علوی در خدمت کردن، اجتناب از تبعیض و تضییع حقوق مردم و سوء استفاده از شغل و مسئولیت، از سویی دیگر، از مهم ترین وظایف مسئولان شمرده شده است. منظور از پاسخگویی یک مسئول نسبت به کارنامه مسئولیتی خود چیست؟ آیا منظور، صرف ارائه آمار و ارقام به صورت بیلان کلّی در شکل رایج و متداول امروزی آن است؟ دادن بیلان کار در قالب ارقام و اعداد می تواند بخش و زاویه ای از مسئله پاسخگویی باشد اما قطعاً همه آن نخواهد بود. چه آنکه اگر پاسخگویی محدود به آن شود، نهادها و دستگاه های حکومتی در یک سیستم بسته، یکسری گزارش ها و آمار و ارقام حکومتی به مردم ارائه می دهند، بدون آن که صحت و سقم آنها و نیز میزان مطابقتشان با واقع در یک مرکز علمی و تخصصی، بررسی و محک یابی شود و یا میزان و جهت گیری محتوای این بیلان با جایگاه مسئولیتی فرد و وظایف و مأموریت های محوله به وی تطبیق شده باشد. این نوع گزارش دهی و بیلان کار به مردم که خصیصه چهره به چهره شدن و مواجهه از نزدیک و مراجعه به مردم را ندارد و بیشتر جنبه تشریفاتی و رویکرد تبلیغاتی دارد، مشکل توده مردم را حل نمی کند بلکه سبب می شود مردم، دل زده شوند و شکاف بین آنان و نظام بیشتر شود؛ بویژه در فرضی که عملکرد مسئول، ضعیف باشد و وی نخواهد از موضوع پاسخگویی به این شیوه ضعف های خود را جبران نماید بدون آن که پاسخ لازم را به این مسئله ارائه دهد. پاسخگویی بدین معنا قطعاً مورد نظر مقام معظم رهبری نیست، بلکه منظور آن است که مسئولان به میدان بیایند و همه ظرفیّت های نظام و کشور را برای حل مشکلات و تحقق مطالبات بحق مردم به کار گیرند و همه دستگاه ها خود را در چارچوب اهداف نظام اسلامی اصلاح کنند. به نظر می رسد مهم ترین گام در بهبود روند فعلی وظیفه شناسی رسانه‌ها باشد. وظیفه شناسی همه رسانه ها از جمله رسانه ملی و خروج از مباحث خطی و جناحی مهم ترین راهکاری است که در این رابطه نجات بخش است. رسانه‌ها باید سخنگوی مردم در برابر مسئولین باشند، همچنین مردم از نمایندگان مجلس بخواهند وکیل دولت بودن را کنار گذاشته و وکیل مردم باشند.

                                                                                                                   با احترام
                                                                                                                   مختارپور



Print

نظرات (0)

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر

نام شما
ایمیل شما
عنوان
پیام خود را وارد کنید ...
x
برگزیده ها
آخرین عکس نوشته ها
آخرین پادکست